هدیه ی خدا...یلداهدیه ی خدا...یلدا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره
هدیه ی خدا...یاسینهدیه ی خدا...یاسین، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

یلـــ♥ـــدا و یاسیـــ♥ـــن... موهبتهای الهـــ♥ـــی

روزهایی که بر ما گذششششت ;)

1394/4/30 23:29
969 بازدید
اشتراک گذاری

سلااااام سلااااام صد تا سلام به نوگلهای خوش عطرو بوی خودمممممبغل

نانازیهای شیرین عسلمممممممممممممممبوس

قربونتون برم الهی نفسهای منبغل

ببخشید که این مدت نیومدم تا وبلاگتون رو بروز کنمخطا

آخه مامانی اوضاع و احوال خوشی نداشت و بعد از ایام عید همش تو مشکلات بودمغمگین

از یلدا بگم که سوزش ادرار ناجوری گرفت و چند روز خیلی سخت رو پشت سر گذاشت بمیرم برات مامانی هر بار دستشویی میبردمت دو تایی با هم گریه میکردیم ....خطا

اما یه خیری که داشت این بود که دیگه به پوشک بای بای گفتی و خلاااااااااااصصصصصصص شدیمچشمک

اینبار با فشاری که بهم اومده بود برای دستشویی بردن و کارهای زیادی که داشتم فسقل پایین اومده بود و باعث شد یه مدتی استراحت مطلق باشم.... اما کدوم استراحت آخه دست تنها باشی و با داشتن بچه کوچیک میشه استراحت کرد به هر بدبختی که بود اون روزا رو گذروندیم اما بعدش اتفاق بدتری افتادخطا

اینبار بخاطر فشار زیادی که بهم اومده بود کیسه آب نشتی دادغمگین

هی وای من که چه روز وحشتناکی بود برام همسری سرکار بودو یلدا هم خواب بود و کله ی صبح این اتفاق برام افتاد نمیدونستم چه کنمخطا

استرس و نگرانی دیوونم کرده بودخطا

خدا خیر بده دایی حسینم رو تا بهش زنگ زدم اومد و منو برد بیمارستان البته قبلش یلدا خانوم رو بردم پیش خالم

اونم به خیر گذشت بعد از ده رو تقریبا با خاله منصوره رفتیم خرم آباد خونه مامان جون اینا و ده روزی هم اونجا موندیم تا حال و روزم بهتر شدآرام

از تلخیها بگذریم......چشمک

از شیرین کاریهای خوشگل خانومم بگم که روز بروز خانوم تر باهوشتر بلا تر شیرین زبونتر میشیبغلمحبت

چند هفته ای هست که ذاشتمت بهشت قرآن  اونجا هم بازی میکنی ورزش میکنی رنگامیزی خمیر بازی و سفال و شعر و قرآن یاد میگیریمحبت

تو این 6 جلسه که رفتی 4 تا شعر بلند و 4 تا سوره رو از حفظ شدیبغل

قربونت برم دختر باهوشمبغل

جالب اینجاست از جلسه سوم اجازه دادی من برم خونه و از اونجایی که عاشق کلاس و معلم هستی گفتی من میمونم پیش خانوم ململم مامان بعد بیا دنبالمخندونک

آفـــــــــــــــــریــــــــــــن به دختر شجاع و مستقلممممممبغلتشویق

چندتا شعر و سوره یاد گرفتی بازی میکنی و هر چیزی رو که تو کلاس یاد گرفتی رو تکرار میکنی و این عالیه معلومه که از کلاست راضی هستی و لذت میبریچشمک

 

 

 

از گل پسر بگم که ماشالا شیطووووون مدام در حال لگد زدن و غلط خوردن هستی عزیز مامانبغل

راستی اسمت رو آجی یلدا انتخاب کرده و صدات میزنه داداش ایلیا محبتتا ببینیم وقتی بدنیا بیایی همین اسمت باشه یا چیز دیگه ای چشمک

اووووووووووووو یه داداش میگه صد تا داداش از دهن خوشگلش بیرون میادبوس

انقدر دوستت داره که صبرش لبریز شده و دوست داره زودتر بدنیا بیایبغل

هر شب و هر صبح میاد و بوست میکنه گاهی میاد از نافم باهات حرف میزنه شعر میخونه بوست میکنه و بهت غذا میدهمحبت

فدای دل مهربونت برم گل مامانبوسمحبت

 

اینم یلدا خانوم به روایت تصویرچشمکخندونک

 

یلدا و آرین اندر استخر توپخندونک

 

خلاقیت با خانه سازه هات دختر باهوشمبغل

 

یلدا و جوجه اردک طلایی

 

اولین نقاشی رسمی که معلومه چی به چیهزبان

ابر و بارون و گل و پروانهزیبابوس

 

اینم از پیشرفت در کشیدن صورت

لبخندا رو داریبوس

 

سفالگری پدری و دختریراضی

من>>>کچل

 

اولین سفالی که یلدا با گواش رنگش کرد

 

عششششششششق خمیر بازی

اینارو با هم درست کردیممحبت

یه شب از راه مهد شما شام رفتیم کنار رودخونه و برات جایزه آبرنگ گرفته بودم

همونجا سنگ آوردی و گفتی نقاشیشون کنیمزیبا

کلی بهت خوش گذشتبغل

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

محمدرضا
9 مرداد 94 5:52
سلام خوبی؟؟؟؟ وب توپی داری لطفا به منم سر بزن
تبادل لينک رايگان
22 مرداد 94 0:10
سلام عزيزم وبلاگ خيلي قشنگي داري آيا دوست داري وبلاگت را به هزاران كاربر اينترنت معرفي كني؟ همين امروز لينك خودت رو به صورت رايگان ثبت کن تا 1000 بازديدکننده رايگان فقط تا آخر سال دريافت کني و رتبه خودت رو افزايش بدي
رضوان
6 شهریور 94 21:22
اخ جوون بالاخره آپ کردی عزیزم ماشالله هزار ماشالله چه بزرگ شده، چقدر نقاشیا و کاردستیاش خوبن منتظریم کوچولوت هرچه زودتر به سلامتی به دنیا بیاد